![]() |
||
|
اگه یه ذره هم اهل ناخونک زدن به شیشه ترشی سیاست باشید می فهمید که این روزا بزرگترین دغدغه سیاسیون اطلاح طلب مواجهه منطقی و موثر با شرایط تحمیل شده است. یعنی اونا هرکی رو که ممکن بود یه ذره خلاف میلشون حرف بزنه گذاشتن کنار و اینا میخوان یه کاری کنن.
سیاسیون این جوری میگن: گزینه های موجود 1- تحریم من همونیم که تو کلاس زبان زور میزدم و با وجود اینکه یکی در میون کلمه ها رو بلد نبودم ولی بازم به زحمت اصرار داشتم بگم باید یه کاری کنیم. تا وقتی بذاریم برامون تعیین تکلیف کنند، تا وقتی در مقابل هر بی عدالتی و هر بی قانونی هیچی نگیم، همینی میشه که شده. پس اون موقع دیگه غر نزنید بگید چرا ملت ما بی فرهنگن، چرا پیشرفت نمی کنیم، چرا گرونیه، چرا بدبختیه!!! زور می زدم بگم تا وقتی ما دلمون به حال خودمون نسوزه کسی دلش برا ما نمی سوزه. تلاش می کردمو نمی فهمیدم هیچکی به حرفام گوش نمی ده. معلم فقط حواسشه که گرامرو درست بکار ببرم و بقیه هم دارن دیالوگای خودشون رو تو ذهنشون دوره می کنن. و کلاس تموم می شد و همه اون به اصطلاح آینده سازان مملکت با بی خیالی از در می رفتن بیرون تا آ ینده رو یکی دیگه براشون بسازه. جدا چه باید کرد؟؟؟ چه باید کرد وقتی میگن بیاید رای بدید تا یکی جای شما بره تو مجلس بشه زبون شما چون هم می دونه خواسته های شما چیه هم بهتر بلده حرف بزنه، اما وقتی می بینید خیلی از اونایی که یه جور دیگه حرف میزنن یا حرفای متفاوتی میزنن خیلی موقع ها هم راست میگن نمی تونن حتی کاندیدا بشن اون موقع چی کار میکنید؟ نمی پرسم اگه انقلاب بود با ساواک درگیر می شدی یا نه؟! نمی پرسم اگه جنگ بود می رفتی خط مقدم شهید شی یا نه؟! می پرسم الآن که انتخاباته اون هم از نوع ناعادلانش شما چیکار می کنید؟؟؟ من خودم دلم میگه کاش می شد گزینه ۵ رو انتخاب کرد. اما حقیقت اینه که عملی نیست. یعنی تو جامعه ما اینجور اقداما نمود روشنی نداره و بی ثمر میمونه بنابراین بر اساس همون نظریه همیشگیم که باید تا آخرین نفس همه جور تلاشی کرد، گزینه ۴ از نظر من بهترین گزینس (تابلو بود نه؟! اون گزینه رو از همه طولانی تر نوشته بودم خلاصه اینکه سخته خيلی سخته که آدم دلمرده نشه و تو اين شرايط نوميد نشه و تا آخرين نفس در راستای تحقق اهداف عدالتگسترانه اصلاح طلبان تلاش کنه ولی میدون رو نباید خالی کرد، بزدلی کار اونایی که با پاک کردن صورت مساله به خودشون نمره بیست میدن!
از دوستان خوبم خشت ، آقا رضا ، آقا محسن گل ، زینب خانوم و همسرش می خوام که در این زمینه بنویسن چه باید کرد؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 22:5 توسط سیب |
|
| منوی اصلی |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در میان هر سیب
دانه ها محدود است در دل هر دانه سیب ها نامحدود ... چیستانی ست عجیب دانه باشیم، نه سیب! |
| پیوندهای روزانه |
|
سیبستان ادبیات و فلسفه شیعه آنلاین کریم ارغنده پور احمد قابل کانون فلسفه و حکمت دل آواز انجمن ترنم نوروز برای فردا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| ساعت |
|
|