تبليغاتX
سیبستان - چی کار می کنید؟

 

 

 

  اگه یه ذره هم اهل ناخونک زدن به شیشه ترشی سیاست باشید می فهمید که این روزا بزرگترین دغدغه سیاسیون اطلاح طلب مواجهه منطقی و موثر با شرایط تحمیل شده است. یعنی اونا هرکی  رو که ممکن بود یه ذره خلاف میلشون حرف بزنه گذاشتن کنار و اینا میخوان یه کاری کنن.

 

شیشه ترشی سیاست

 

 

سیاسیون این جوری میگن:

گزینه های موجود

     1-   تحریم
2- عدم مشارکت
3- شرکت حداقلی
۴- شرکت با ارائه لیست کامل از کاندیداهای ناآشنا ولی از جناح اصلاح طلب
۵- انصراف همه نامزدها

 

   من همونیم که تو کلاس زبان زور میزدم و با وجود اینکه یکی در میون کلمه ها رو بلد نبودم ولی بازم به زحمت اصرار داشتم بگم باید یه کاری کنیم. تا وقتی بذاریم برامون تعیین تکلیف کنند، تا وقتی در مقابل هر بی عدالتی و هر بی قانونی هیچی  نگیم، همینی میشه که شده. پس اون موقع دیگه غر نزنید بگید چرا ملت ما بی فرهنگن، چرا پیشرفت نمی کنیم، چرا گرونیه، چرا بدبختیه!!!

   زور می زدم بگم تا وقتی ما دلمون به حال خودمون نسوزه کسی دلش برا ما نمی سوزه. تلاش می کردمو نمی فهمیدم هیچکی به حرفام گوش نمی ده. معلم فقط حواسشه که گرامرو درست بکار ببرم و بقیه هم دارن دیالوگای خودشون رو تو ذهنشون دوره می کنن.

   و کلاس تموم می شد و همه اون به اصطلاح آینده سازان مملکت با بی خیالی از در می رفتن بیرون  تا  آ ینده رو یکی دیگه براشون بسازه.

 

   جدا چه باید کرد؟؟؟

  

   چه باید کرد وقتی میگن بیاید رای بدید تا یکی جای شما بره تو مجلس بشه زبون شما چون هم می دونه خواسته های شما چیه هم بهتر بلده حرف بزنه، اما وقتی می بینید خیلی از اونایی که یه جور دیگه حرف میزنن یا حرفای متفاوتی میزنن خیلی موقع ها هم راست میگن نمی تونن حتی کاندیدا بشن اون موقع چی کار میکنید؟

 

 نمی پرسم اگه انقلاب بود با ساواک درگیر می شدی یا نه؟!

 نمی پرسم اگه جنگ بود می رفتی خط مقدم شهید شی یا نه؟!

می پرسم الآن که انتخاباته اون هم از نوع ناعادلانش شما چیکار می کنید؟؟؟

 

من خودم دلم میگه کاش می شد گزینه ۵ رو انتخاب کرد. اما حقیقت اینه که عملی نیست. یعنی تو جامعه ما اینجور اقداما نمود روشنی نداره و بی ثمر میمونه بنابراین بر اساس همون نظریه همیشگیم که باید تا آخرین نفس همه جور تلاشی کرد، گزینه ۴ از نظر من بهترین گزینس (تابلو بود نه؟! اون گزینه رو از همه طولانی تر نوشته بودم )

 

   خلاصه اینکه سخته خيلی سخته که آدم دلمرده نشه و تو اين شرايط نوميد نشه و تا آخرين نفس در راستای تحقق اهداف عدالتگسترانه اصلاح طلبان تلاش کنه ولی میدون رو نباید خالی کرد، بزدلی کار اونایی که با پاک کردن صورت مساله به خودشون نمره بیست میدن!

 
و من الله التوفيق

 

  از دوستان خوبم خشت ، آقا رضا ، آقا محسن گل ، زینب خانوم و همسرش  می خوام که در این زمینه بنویسن چه باید کرد؟؟؟

 

اینا هم نوشتن. بخونید جالبه:

کریم ارغنده پور

آقا شهاب

شکسته فریاد

سجاد

امید

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 22:5  توسط سیب | 
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در میان هر سیب
دانه ها محدود است
در دل هر دانه
سیب ها نامحدود ...
چیستانی ست عجیب
دانه باشیم، نه سیب!

پیوندهای روزانه
سیبستان ادبیات و فلسفه
شیعه آنلاین
کریم ارغنده پور
احمد قابل
کانون فلسفه و حکمت
دل آواز
انجمن ترنم
نوروز
برای فردا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
نقاب (خبری-اخوی)
حمید.....خشت
میثم یوسفی(اون نه!یکی دیگه!)
آقا محسن گل.....ptc
فاطمه.....تاریک خونه
شهاب.....دل نوشت
سعید نورمحمدی
سجاد (که اولین چت).....مهجاد
زینب.....صدای سکوت
امید.....حذفیات
ثاقب فرد (که اندیشمند است)
حسین نوروزی.....گاوخونی
چیز
این آشنا را میشناسی؟!
استاد امید.....اوهام
همه آرزویم اما...
رضا.....یکی به نعل یکی به میخ
مهدی.....کوچه باغ
داستانک ها
خدایی که شکست خورد
بانوی قدیس (بخاطر آهنگش)
از شراب کهن (بخاطر لینک هایش)
سپیده.....من بدون سانسور
آرش.....سکوت شب (ادبی)
مجید.....از لس آنجلس تا قزوین
حسین خرسند.....persian golf
سید ضیاء.....نسیم سحری
دانی (نام قشنگ عسل)
مهراوه (که همچون ماه)
امین (که بزرگتر از وسعت دیدم)
عسل بانو
میثم (که کروات می زنه!)
شهاب(که بامزه می نویسه)
شمس الدین.....شعر
همشهری جواد
یادداشت های یک دختر ترشیده
juju (که عاشقش شدم!)
مريم.....بشولش
eloquent يعني شيـــــــــــــوا
سیب سبز
یه سیبستان دیگه!
دکتر رضا(که در سفر!)
ماه مهربون (که وبشو کامل خوندم!)
نه هیچ چیز(اما بسیار!)
ساعت