![]() |
||
|
این روزا خیلی خیلی سرم شلوغه یعنی مثلا معلم شدم این همش یه دونه از هزارتا دونه کاریه که این روزا مشغولشم خلاصه اینکه اومدم یه ذره پز بدم برم. خودم میدونم پس لازم نیست بهم بگید خدا رو شکر کن که این از بی کاری بهتره. بله خدا رو شکر ولی امشب بعد از یک هفته می خوام یه خواب راحت و کامل بکنم. انقدر تنم خسته اس که... اما کلی برام عزیز بودین و دلم هواتونو کرده بود و دوستون داشتم و دروغ نگفته باشم یه کار مهم دیگه هم داشتم. اگه حواستون هست بگم میخواستم بگم بگـــــــــــــــــــــــــــــــم بگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم بگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم: این شبا هرجا هستید و هر حالی می کنید... یه دنیا التماس دعا فدای همتون بشم عزیزان جــــــــــــــــــان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 شهریور1387ساعت 0:38 توسط سیب |
|
|
مگه تو پست قبلی چه دعایی کردید که این بلا سرم اومد ؟!؟!
وای خدای من خدای من دیدمش نگاهم می کرد دیشب خوابشو دیدم دیدمش کاش خواب بودم بیدار بودم وقتی دیدمش لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو...
پ.ن: آهنگ داریوش رو روی وبلاگم گذاشتم که به یاد من و عشق چشم خورشیدیم گوش کنید. تک تک جمله های این آهنگ مال منه.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 21:49 توسط سیب |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 2 شهریور1387ساعت 18:20 توسط سیب |
|
| منوی اصلی |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در میان هر سیب
دانه ها محدود است در دل هر دانه سیب ها نامحدود ... چیستانی ست عجیب دانه باشیم، نه سیب! |
| پیوندهای روزانه |
|
سیبستان ادبیات و فلسفه شیعه آنلاین انجمن ترنم آرشیو پیوندهای روزانه |
| ساعت |
|
|